-
تاریخ: 1401/10/11 ساعت: 18:19
کلمهها ازم کلافهان، دیگه نمیشه ازت نوشت. چقدر باید زمان بگذره که مقصر خستگی بقیه هم نباشی؟
رمان مضطرب - فرشاد
-
تاریخ: 1401/10/11 ساعت: 18:19
اگه قد من کشیده بودی ... نمیتونستی تکون بخوری ا نعشگی دردزندگیم ادامه داره اما ... هنوزم حمل میکنم توی سینه خستگی مرگ رویادمه رفتن ها رو ... لحظههای غمگین دفترام رومن ... اگه سخته برام عزم الان ... چون ... یادمه قبلا ها رورو سیاهم پیش موهای سفیدم ... پیش کودک درونمپیش به موقع رسیدن ... جلو سیگارای ک...